مقدمه: اهمیت روزافزون خطرات زیست محیطی برای بازارهای مالی در اقتصادهای نوظهور
تمرکز جهانی فزاینده بر تغییرات آب و هوایی و تخریب محیط زیست از یک دغدغه حاشیهای به یک عامل اساسی مؤثر بر ثبات و عملکرد بازارهای مالی در سراسر جهان تبدیل شده است. این تغییر به ویژه در اقتصادهای نوظهور مشهود است، جایی که تعامل بین عوامل زیست محیطی و سیستمهای مالی هم چالشهای منحصربهفرد و هم فرصتهایی را ارائه میدهد. بازارهای نوظهور اغلب به دلیل همگرایی عواملی از جمله اتکای قابل توجه به بخشهایی که مستقیماً تحت تأثیر تغییرات زیست محیطی مانند کشاورزی و استخراج منابع قرار دارند، شهرنشینی و صنعتی شدن سریع که میتواند منجر به افزایش آلودگی شود، و در بسیاری از موارد، زیرساختها و چارچوبهای نظارتی کمتر توسعهیافته که برای مدیریت مؤثر این خطرات طراحی شدهاند، آسیبپذیری بیشتری در برابر خطرات زیست محیطی نشان میدهند.
بخش مالی در این اقتصادها به عنوان یک واسطه حیاتی عمل میکند و از طریق وامدهی و سرمایهگذاریهای خود مستقیماً در معرض خطرات زیست محیطی قرار دارد و به طور غیرمستقیم از طریق تصمیمات تخصیص سرمایه خود، نتایج زیست محیطی را شکل میدهد. در نتیجه، درک جامع و مدیریت فعالانه خطرات زیست محیطی صرفاً موضوع مسئولیت اجتماعی شرکتها نیست، بلکه یک ضرورت اساسی برای انعطافپذیری و موفقیت پایدار مؤسسات مالی فعال در بازارهای نوظهور است. این گزارش اهمیت روزافزون پرداختن به خطرات زیست محیطی در بازارهای مالی اقتصادهای نوظهور را نشان میدهد و بر پیوندهای پیچیده و به طور فزاینده شناخته شده بین ثبات زیست محیطی و رفاه مالی بلندمدت تأکید میکند و پایهای برای بررسی دقیق متغیرهای اقتصادی و اجتماعی اساسی در حال بازی فراهم میآورد.
تعریف و دستهبندی خطرات کلیدی زیست محیطی و ارتباط آنها با بازارهای نوظهور
برای تحلیل مؤثر تأثیر عوامل زیست محیطی بر بازارهای مالی در اقتصادهای نوظهور، تعریف و دستهبندی خطرات اولیه زیست محیطی ضروری است. این خطرات را میتوان به طور کلی به سه دسته اصلی تقسیم کرد: خطرات فیزیکی، خطرات گذار و خطرات مسئولیت.
خطرات فیزیکی ناشی از پیامدهای مستقیم تغییرات آب و هوایی و تخریب محیط زیست است. این شامل افزایش فراوانی و شدت رویدادهای شدید آب و هوایی مانند سیل، خشکسالی، موج گرما و طوفان است که میتواند خسارت قابل توجهی به زیرساختها وارد کند، زنجیرههای تأمین را مختل کند و بر عملکرد کشاورزی تأثیر بگذارد. تغییرات تدریجی در الگوهای آب و هوایی، مانند افزایش سطح دریا و تغییرات در میزان بارندگی، نیز خطرات بلندمدت قابل توجهی را به ویژه برای بخشهای ساحلی و کشاورزی ایجاد میکند. علاوه بر این، کمبود منابع طبیعی مانند آب و زمینهای قابل کشت، که با تخریب محیط زیست تشدید میشود، میتواند منجر به بیثباتی اقتصادی و ناآرامیهای اجتماعی شود. بازارهای نوظهور اغلب به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، که ممکن است بیشتر مستعد خطرات مرتبط با آب و هوا باشد، و محدودیتهای زیرساختی آنها، که میتواند مانع از توانایی آنها در سازگاری و پاسخگویی مؤثر شود، بار نامتناسبی از این تأثیرات فیزیکی را متحمل میشوند.
خطرات گذار مرتبط با تغییرات در سیاست، فناوری و احساسات بازار است که برای گذار به سمت اقتصاد کم کربن و پایدار از نظر محیط زیست مورد نیاز است. این خطرات میتوانند به صورت تغییرات سیاستی و نظارتی، مانند معرفی سازوکارهای قیمتگذاری کربن یا استانداردهای سختگیرانهتر انتشار گازهای گلخانهای، که میتواند هزینههای عملیاتی کسبوکارها در بخشهای پرمصرف کربن را افزایش دهد، ظاهر شوند. پیشرفتهای فناوری، مانند توسعه و پذیرش سریع فناوریهای انرژی تجدیدپذیر، میتواند صنایع موجود را مختل کرده و چشماندازهای رقابتی جدیدی ایجاد کند. تغییرات در ترجیحات مصرفکننده به سمت محصولات و خدمات پایدارتر، و همچنین تغییر در احساسات سرمایهگذار به نفع شرکتهای مسئول از نظر محیط زیست، میتواند هم خطرات و هم فرصتهایی را برای کسبوکارها ایجاد کند. برای بازارهای نوظهور، خطرات گذار به طور پیچیدهای با مسیرهای توسعه و ترکیب انرژی آنها مرتبط است و نیازمند برنامهریزی دقیق برای کاهش اثرات منفی احتمالی بر صنایعی است که به سوختهای فسیلی متکی هستند و در عین حال از فرصتهای موجود در بخشهای سبز بهره میبرند.
خطرات مسئولیت ناشی از احتمال مسئولیتهای قانونی و مطالبات غرامت ناشی از خسارت یا آسیب زیست محیطی ناشی از کسبوکارها و عملیات آنها است. با سختگیرانهتر شدن مقررات زیست محیطی و افزایش آگاهی عمومی از مسائل زیست محیطی، شرکتها در بازارهای نوظهور با بررسی فزایندهای در مورد تأثیرات زیست محیطی خود مواجه هستند. رویدادهایی مانند حوادث آلودگی، آلودگی زمین یا آب، و عدم رعایت مقررات زیست محیطی میتواند منجر به جریمههای مالی قابل توجه، هزینههای قانونی و آسیب به شهرت شود. علاوه بر این، مفهوم مجوز اجتماعی برای فعالیت به طور فزایندهای مهم است و کسبوکارهایی که از نظر محیط زیست غیرمسئولانه تلقی میشوند، ممکن است با واکنش منفی جوامع و ذینفعان مواجه شده و بر دوام بلندمدت آنها تأثیر بگذارند.
ارتباط هر یک از این دستههای خطر به دلیل زمینههای اقتصادی و اجتماعی خاص آنها در بازارهای نوظهور بسیار حاد است. بنابراین، درک تفاوتهای ظریف خطرات فیزیکی، گذار و مسئولیت در چشمانداز بازار نوظهور برای مؤسسات مالی برای ارزیابی و مدیریت مؤثر ریسکهای خود و مشارکت در یک سیستم مالی پایدارتر بسیار مهم است.
تحلیل تأثیر متغیرهای اقتصادی بر خطرات زیست محیطی و بالعکس
رابطه بین متغیرهای اقتصادی و خطرات زیست محیطی در بازارهای نوظهور پیچیده و دوطرفه است. رشد اقتصادی و توسعه مالی میتواند هم چالشهای زیست محیطی را تشدید کند و هم به طور بالقوه کاهش دهد، در حالی که عوامل اقتصادی جهانی و احساسات بازار نیز نقش مهمی ایفا میکنند.
پیگیری رشد اقتصادی سریع یک هدف اصلی برای بسیاری از اقتصادهای نوظهور است. از نظر تاریخی، این رشد اغلب با صنعتی شدن و بهرهبرداری از منابع طبیعی، منجر به افزایش مصرف انرژی، کاهش منابع و آلودگی شده است. به عنوان مثال، افزایش فعالیتهای صنعتی به آلودگی هوا و آب کمک میکند که به نوبه خود به سلامت انسان و اکوسیستمها آسیب میرساند. جنگلزدایی برای توسعه کشاورزی و توسعه شهری منجر به از بین رفتن زیستگاههای طبیعی و کاهش تنوع زیستی میشود. این الگوی توسعه میتواند یک چرخه بازخورد منفی ایجاد کند که در آن تخریب محیط زیست با آسیب رساندن به خدمات ضروری اکوسیستم و افزایش آسیبپذیری در برابر اثرات تغییرات آب و هوایی، پایداری اقتصادی بلندمدت را تضعیف میکند.
توسعه مالی نقش دوگانهای در این رابطه دارد. در حالی که میتواند سرمایهگذاریها را به پروژههایی با پیامدهای زیست محیطی نامطلوب هدایت کند، برای تأمین مالی گذار به اقتصاد سبز نیز حیاتی است. ظهور ابتکارات مالی سبز در بازارهای نوظهور نشاندهنده شناخت فزاینده این پتانسیل است. مالی سبز، شامل ابزارهایی مانند اوراق قرضه سبز و وامهای مرتبط با پایداری، سرمایه خصوصی را به سمت پروژههایی که انرژی تجدیدپذیر، بهرهوری انرژی و سایر فعالیتهای پایدار از نظر محیط زیست را ترویج میکنند، بسیج میکند. رشد صدور بدهیهای مرتبط با ESG در بازارهای نوظهور نشاندهنده این روند مثبت است.
عوامل اقتصادی جهانی و احساسات بازار تأثیر قابل توجهی بر اقتصادهای نوظهور دارند. احساسات ریسک جهانی و شرایط نقدینگی، عوامل مهم تعیینکننده جریان سرمایه به این بازارها هستند. تشدید سیاستهای پولی در اقتصادهای پیشرفته، به ویژه در ایالات متحده، میتواند بر جریان سرمایه و میزان ریسکپذیری تأثیر بگذارد و به طور بالقوه سرمایهگذاری در بازارهای نوظهور، از جمله ابتکارات سبز را کاهش دهد. برعکس، احساسات مثبت جهانی و نقدینگی فراوان میتواند سرمایهگذاری در این اقتصادها را تشویق کند. تجارت بینالمللی و جهانیسازی مالی نیز میتواند بر کیفیت محیط زیست تأثیر بگذارد. در حالی که میتوانند انتشار فناوریها و شیوههای سالم از نظر محیط زیست را تسهیل کنند، ممکن است به انتقال صنایع آلودهکننده به کشورهایی با مقررات زیست محیطی ضعیفتر، پدیدهای که به عنوان فرضیه پناهگاه آلودگی شناخته میشود، کمک کنند.
فرضیه منحنی کوزنتس زیست محیطی (EKC) نشان میدهد که با رشد یک اقتصاد، تخریب محیط زیست در ابتدا افزایش مییابد اما پس از رسیدن به سطح معینی از درآمد، در نهایت کاهش مییابد. با این حال، کاربرد این فرضیه در مورد بازارهای نوظهور به طور جهانی مورد تأیید قرار نگرفته است. برخی از مطالعات یک رابطه U معکوس را نشان میدهند، در حالی که برخی دیگر الگوهای متفاوتی یا هیچ همبستگی قابل توجهی پیدا نکردهاند، که نشان میدهد رشد اقتصادی به تنهایی برای تضمین بهبود محیط زیست کافی نیست. سیاستهای زیست محیطی فعالانه، نوآوریهای فناوری و تغییر به سمت اقتصادهای مبتنی بر خدمات اغلب برای دستیابی به پایداری محیط زیست در کنار توسعه اقتصادی ضروری است.
بررسی تعامل متغیرهای اجتماعی با خطرات زیست محیطی
رابطه بین متغیرهای اجتماعی و خطرات زیست محیطی در بازارهای نوظهور چندوجهی است و نابرابریهای اجتماعی اغلب آسیبپذیری در برابر تخریب محیط زیست را تشدید میکنند و خطرات زیست محیطی به نوبه خود بر سلامت عمومی و ثبات اجتماعی تأثیر میگذارند. عوامل حکمرانی و نهادی نیز نقش مهمی در میانجیگری این تعامل ایفا میکنند.
نابرابری اجتماعی عامل مهمی در شکلدهی تجربه خطرات زیست محیطی در بازارهای نوظهور است. جمعیتهای فقیرتر و آسیبپذیرتر اغلب در مناطقی زندگی میکنند که بیشتر مستعد خطرات زیست محیطی مانند دشتهای سیلابی یا مناطق با سطوح بالای آلودگی هستند و اغلب منابع لازم برای محافظت از خود در برابر این خطرات را ندارند. به عنوان مثال، کسانی که برای امرار معاش به منابع طبیعی مانند کشاورزی و ماهیگیری متکی هستند، به ویژه در برابر الگوهای آب و هوایی غیرقابل پیشبینی و تخریب محیط زیست حساس هستند. خانوارهایی که توسط زنان سرپرستی میشوند، کودکان، افراد دارای معلولیت، مردم بومی و اقلیتهای قومی اغلب به دلیل ترکیبی از موقعیت جغرافیایی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و دسترسی محدود به منابع و فرآیندهای تصمیمگیری با چالشهای نامتناسبی مواجه هستند. به عنوان مثال، تخریب محصولات کشاورزی توسط خطرات آب و هوایی میتواند به شدت بر درآمد و وضعیت دارایی گروههای محروم تأثیر بگذارد.
خطرات زیست محیطی پیامدهای عمیقی برای سلامت عمومی و ثبات اجتماعی در بازارهای نوظهور دارد. قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا و آب به بیماریهای متعددی، به ویژه بیماریهای تنفسی و بیماریهای ناشی از آب، کمک میکند. رویدادهای شدید آب و هوایی میتواند منجر به جراحات، آوارگی و افزایش خطر بیماریهای عفونی شود. ناامنی غذایی و آبی، که با خشکسالی و تغییر شرایط کشاورزی تشدید میشود، میتواند منجر به سوءتغذیه و ناآرامیهای اجتماعی شود. پیشبینی میشود که تغییرات آب و هوایی مرگ و میر ناشی از بیماریهایی مانند مالاریا را افزایش دهد. از دست دادن مشاغل در بخشهای تحت تأثیر تغییرات زیست محیطی و نیاز به مهاجرت ناشی از آب و هوا میتواند جوامع را بیشتر بیثبات کرده و تنشهای اجتماعی ایجاد کند.
حکمرانی و عوامل نهادی در شکلدهی نحوه پاسخگویی بازارهای نوظهور به خطرات زیست محیطی بسیار مهم هستند. بهبود در عوامل ESG، به ویژه جنبههای اجتماعی و حکمرانی، تمایل به کاهش شکافهای حاکمیتی برای بازارهای نوظهور دارد. کیفیت مقررات، کنترل فساد و اثربخشی دولت نقش مهمی در توضیح این شکافها ایفا میکنند. مقررات زیست محیطی قوی و اجرای مؤثر آنها برای کاهش تخریب محیط زیست و حفاظت از سلامت عمومی ضروری است. از سوی دیگر، ناآرامیهای اجتماعی و بیثباتی سیاسی میتواند فعالیتهای اقتصادی را مختل کرده و منابع را از تلاشهای حفاظت از محیط زیست منحرف کند. عدم شفافیت و مشارکت ناکافی عمومی در تصمیمگیریهای زیست محیطی نیز میتواند اثربخشی و عدالت سیاستهای زیست محیطی را تضعیف کند.
راه حلها و استراتژیهای عملی برای کسبوکارهای مالی برای مقابله با خطرات زیست محیطی
کسبوکارهای مالی فعال در بازارهای نوظهور میتوانند طیف وسیعی از راه حلها و استراتژیهای عملی را برای مقابله با خطرات زیست محیطی، محافظت از عملیات خود و مشارکت در آیندهای پایدارتر اتخاذ کنند.
پیادهسازی سیستمهای مدیریت ریسک زیست محیطی و اجتماعی (ESMS) یک گام اساسی است. ESMS به مؤسسات مالی اجازه میدهد تا خطرات زیست محیطی و اجتماعی مرتبط با پروژهها و مشتریان تأمین مالی شده خود را شناسایی، ارزیابی و مدیریت کنند. اجزای کلیدی شامل ایجاد سیاستهای روشن زیست محیطی و اجتماعی، اجرای فرآیندهای غربالگری معاملات کامل، انجام بررسیهای زیست محیطی و اجتماعی، تدوین برنامههای اقدام اصلاحی، گنجاندن تعهدات زیست محیطی و اجتماعی در توافقنامههای وام، و ایجاد سازوکارهایی برای نظارت و گزارشدهی در مورد عملکرد زیست محیطی و اجتماعی است.
بهرهگیری از ابزارهای مالی پایدار و ابتکارات مالی سبز، راهکار مهم دیگری را ارائه میدهد. کسبوکارهای مالی میتوانند فعالانه در بازار اوراق قرضه سبز شرکت کنند و اوراق قرضه برای تأمین مالی پروژههای سودمند از نظر محیط زیست مانند انرژی تجدیدپذیر، بهرهوری انرژی و زیرساختهای پایدار منتشر کنند. آنها همچنین میتوانند وامهای مرتبط با پایداری ارائه دهند، جایی که شرایط وام به دستیابی وامگیرنده به اهداف خاص زیست محیطی یا اجتماعی مرتبط است. حمایت از توسعه سازوکارهای مالی گذار نیز برای کمک به صنایع پرمصرف در تغییر آنها به سمت پایداری مهم است.
بهبود شیوههای گزارشدهی و افشای ESG برای شفافیت و پاسخگویی ضروری است. مؤسسات مالی باید چارچوبهایی مانند کارگروه افشای مالی مرتبط با آب و هوا (TCFD) و استانداردهای هیئت استانداردهای بینالمللی پایداری (ISSB) را برای گزارشدهی در مورد خطرات و فرصتهای مرتبط با آب و هوای خود اتخاذ کنند. بهبود کیفیت و قابلیت مقایسه دادههای ESG در بازارهای نوظهور برای تصمیمگیری آگاهانه توسط سرمایهگذاران و سایر ذینفعان بسیار مهم است.
فناوری و نوآوری نقش فزایندهای در کاهش خطرات زیست محیطی ایفا میکنند. کسبوکارهای مالی میتوانند از تجزیه و تحلیل دادههای بزرگ و هوش مصنوعی (AI) برای بهبود ادغام ESG، تجزیه و تحلیل خطرات آب و هوایی و شناسایی فرصتهای بالقوه سرمایهگذاری سبز استفاده کنند. حمایت از توسعه و پذیرش فناوریهای پاک و راهکارهای کممصرف انرژی در بازارهای نوظهور نیز میتواند به طور قابل توجهی به پایداری محیط زیست کمک کند.
علاوه بر این، کسبوکارهای مالی باید فعالانه با سیاستگذاران و نهادهای نظارتی تعامل داشته باشند تا از مقررات زیست محیطی قویتر و توسعه چارچوبهای توانمند برای مالی پایدار حمایت کنند. همکاری با ابتکاراتی مانند شبکه بانکداری و مالی پایدار (SBFN) میتواند پذیرش بهترین شیوهها و هماهنگسازی استانداردهای مالی پایدار در سراسر بازارهای نوظهور را تسهیل کند.
جدول 1 : خلاصه چارچوبهای کلیدی مدیریت ریسک زیست محیطی و ابزارهای مالی پایدار
نام چارچوب/ابزار | شرح/هدف | ویژگیها/اجزای کلیدی | ارتباط با بازارهای نوظهور |
ESMS | مدیریت ریسکهای E&S | سیاست، غربالگری، بررسی دقیق، برنامه اقدام، نظارت | برای وامدهی و سرمایهگذاری پایدار در زمینههای متنوع بازار نوظهور ضروری است |
اوراق قرضه سبز | تأمین مالی پروژههای سبز | درآمد برای پروژههای زیست محیطی | صدور رو به رشد در بازارهای نوظهور برای تأمین مالی توسعه پایدار |
وامهای مرتبط با پایداری | تشویق اهداف ESG | شرایط وام مرتبط با شاخصهای کلیدی عملکرد ESG | عملکرد پایداری بهبودیافته را در وامگیرندگان بازار نوظهور تشویق میکند |
TCFD | افشای ریسک آب و هوا | حکمرانی، استراتژی، مدیریت ریسک، معیارها و اهداف | شفافیت در مورد خطرات مرتبط با آب و هوا در اقتصادهای نوظهور را افزایش میدهد |
ISSB | استانداردهای افشای پایداری | الزامات عمومی و افشاهای مرتبط با آب و هوا | هدف از ایجاد یک مبنای جهانی برای گزارشدهی پایداری، برای بازارهای نوظهور بسیار مهم است |
ابتکارات مالی سبز | اصطلاح کلی برای سرمایهگذاریهای پایدار | ابزارها و رویکردهای مختلف | سرمایه را به سمت فعالیتهای سازگار با محیط زیست در اقتصادهای نوظهور هدایت میکند |
مطالعات موردی مدیریت موفقیتآمیز ریسک زیست محیطی و مالی پایدار در بازارهای نوظهور
بازارهای نوظهور شاهد پذیرش فزاینده شیوههای مدیریت ریسک زیست محیطی و مالی پایدار هستند. به عنوان مثال، شرکت خدمات مالی سانلام در آفریقای جنوبی با WWF همکاری میکند تا خطرات کمبود آب را برای پرتفوی بیمه کشاورزی خود درک و کاهش دهد. این شامل پروژههایی برای بهبود کیفیت آب و توسعه ابزار ریسک آب است که نشاندهنده رویکرد فعالانه در مدیریت خطرات فیزیکی آب و هوایی است.
در برزیل، بانک مرکزی از بانکهای تجاری میخواهد که وامدهی خود را در برابر معیارهای ریسک زیست محیطی و اجتماعی (E&S) تست استرس کنند و سرمایه بیشتری در برابر این خطرات نگهداری کنند. این اقدام نظارتی بانکها را تشویق میکند تا ملاحظات زیست محیطی را در ارزیابی ریسک و تصمیمات تخصیص سرمایه خود بگنجانند.
بانک بنگلادش از بانکهای تجاری و مؤسسات مالی غیربانکی میخواهد که درصد معینی از کل پرتفوی وام خود را به بخشهای سبز اختصاص دهند و خطوط تأمین مالی مجدد برای وامدهی سبز، از جمله پروژههای انرژی تجدیدپذیر، ارائه میدهد. این سیاست از گسترش سیستمهای خورشیدی خانگی حمایت کرده و شیوههای مدیریت ریسک E&S را در وامدهی بانکها رایج کرده است.
مؤسسات مالی در کلمبیا، پرو و آفریقای جنوبی از ابزارهایی مانند ENCORE (بررسی فرصتها، خطرات و مواجهه با سرمایه طبیعی) برای نقشهبرداری از مواجهه با ریسکهای مرتبط با طبیعت استفاده میکنند. این تلاشها نشاندهنده آگاهی و رویکرد فعالانه فزایندهای برای درک و مدیریت خطرات مرتبط با از دست دادن تنوع زیستی و تخریب اکوسیستم در امور مالی بازار نوظهور است.
این مطالعات موردی نشان میدهد که مؤسسات مالی در بازارهای نوظهور به طور فزایندهای اهمیت مدیریت ریسک زیست محیطی و مالی پایدار را درک میکنند. با اجرای استراتژیهای فعالانه و بهرهگیری از ابزارها و چارچوبهای موجود، آنها نه تنها از عملیات خود محافظت میکنند، بلکه به دستور کار گستردهتر پایداری نیز کمک میکنند.
نتیجهگیری: ادغام ملاحظات زیست محیطی در استراتژیهای مالی برای پایداری بلندمدت
تحلیل ارائه شده بر اهمیت حیاتی و رو به رشد ادغام ملاحظات زیست محیطی در استراتژیهای مالی کسبوکارهای فعال در بازارهای نوظهور تأکید میکند. خطرات زیست محیطی، که دستههای فیزیکی، گذار و مسئولیت را در بر میگیرد، تهدیدهای قابل توجهی برای ثبات و دوام بلندمدت مؤسسات مالی و اقتصادهای گستردهتری که به آنها خدمت میکنند، ایجاد میکند. تعامل بین متغیرهای اقتصادی و اجتماعی با این خطرات زیست محیطی، چشمانداز را پیچیدهتر میکند و بر نیاز به درک جامع و دقیق تأکید میکند.
با این حال، همانطور که این گزارش نیز به تفصیل شرح داده است، طیف وسیعی از راه حلها و استراتژیهای عملی برای کسبوکارهای مالی که به دنبال مقابله با این چالشها هستند، در دسترس است. اجرای سیستمهای مدیریت ریسک زیست محیطی و اجتماعی (ESMS) قوی، مشارکت فعالانه در ابتکارات مالی پایدار از طریق اوراق قرضه سبز و سایر ابزارها، بهبود شیوههای گزارشدهی و افشای ESG، بهرهگیری از نوآوریهای فناوری و تعامل فعالانه با سیاستگذاران، همگی گامهای اساسی در جهت ایجاد انعطافپذیری و تقویت یک سیستم مالی پایدارتر در اقتصادهای نوظهور هستند.
مطالعات موردی بررسی شده، شواهد ملموسی ارائه میدهد که ادغام ملاحظات زیست محیطی در استراتژیهای مالی نه تنها امکانپذیر بلکه سودمند است و منجر به بهبود مدیریت ریسک، دسترسی به فرصتهای جدید و مشارکت مثبت در توسعه پایدار میشود. در نهایت، یک رویکرد فعالانه و استراتژیک به مدیریت ریسک زیست محیطی نه تنها یک موضوع مربوط به شیوههای مسئولانه کسبوکار است، بلکه یک الزام اساسی برای تضمین پایداری و رفاه بلندمدت در چشمانداز در حال تحول بازارهای مالی نوظهور است.